فراق دوستانش باد و یاران
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/فراق-دوستانش-باد-و-یاران

  1. فراق دوستانش باد و یاران

    که ما را دور کرد از دوستداران

  2. دلم دربند تنهایی بفرسود

    چو بلبل در قفس روز بهاران

  3. هلاک ما چنان مهمل گرفتند

    که قتل مور در پای سواران

  4. به خیل هر که می آیم به زنهار

    نمی بینم بجز زنهارخواران

  5. ندانستم که در پایان صحبت

    چنین باشد وفای حق گزاران

  6. به گنج شایگان افتاده بودم

    ندانستم که بر گنجند ماران

  7. دلا گر دوستی داری به ناچار

    بباید بردنت جور هزاران

  8. خلاف شرط یارانست سعدی

    که برگردند روز تیرباران

  9. چه خوش باشد سری در پای یاری

    به اخلاص و ارادت جان سپاران

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.