-
با من بی کس تنها شده یارا تو بمان
-
همه رفتند ازین خانه خدا را تو بمان
-
من بی برگ خزان دیده دگر رفتنی ام
-
تو همه بار و بری تازه بهارا تو بمان
-
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من
-
بنگر این نقش به خون شسته نگارا تو بمان
-
زین بیابان گذری نیست سواران را لیک
-
دل ما خوش به فریبی است غبارا تو بمان
-
هر دم از حلقه ی عشاق پریشانی رفت
-
به سر زلف بتان سلسله دارا تو بمان
-
شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم
-
پدرا یارا اندوهگسارا تو بمان
-
سایه در پای تو چون موج چه خوش زار گریست
-
که سر سبز تو خوش باشد کنارا تو بمان


