-
پشت این کوه بلند
-
لب دریای کبود
-
دختری بود که من
-
سخت می خواستمش
-
و تو گویی که گالی
-
آفریده شده بود
-
که منش دوست بدارم پرشور
-
و مرا دوست بدارد شیرین
-
و شما می دانید
-
آه ای اخترکان خاموش
-
که چه خوش دل بودیم
-
من و او مست شکر خواب امید
-
و چه خوشبختی پاک
-
در نگاه من و او می خندید
-
وینک ای دخترکان غماز
-
گر نه لالید و نه گنگ
-
بگشایید زبان
-
و بگویید که از یک بهتان
-
چون شد این چشمه غبار آلوده
-
و میان من و او
-
اینک این دشت بزرگ
-
اینک این راه دراز
-
اینک این کوه بلند


