-
ز پرده گر بدر اید نگار پرده نشینم
-
چون اشک از نظر افتد نگارخانه ی چینم
-
بسازم از سر زلف تو چون نسیم به بویی
-
گرم ز دست نیابد که گل ز باغ تو چینم
-
مرو به ناز جوانی گره فکنده بر ابرو
-
که پیر عشقم و زلف تو داده چین به جبینم
-
ز جان نداشت دلم طاقت جدایی و از اشک
-
کشید پرده به چشمم که رفتن تو نبینم
-
ز تاب آن که دلم باز سر کشد ز کمندش
-
کمان کشیده نشسته ست چشم او به کمینم
-
اگر نسیم امیدی نبود و شبنم شوقی
-
گلی نداشت خزان دیده باغ طبع حزینم
-
به ناز سر مکش از من که سایه ی توام ای سرو
-
چو شاخ گل بنشین تا به سایه ی تو نشینم


