-
صبا به لرزش تن سیم تار را مانی
-
به بوی نافه سر زلف یار را مانی
-
به گوش یار رسان شرح بی قراری دل
-
به زلف او که دل بی قرار را مانی
-
در انتظار سحر چون من ای فلک همه چشم
-
بمان که مردم چشم انتظار را مانی
-
سری به سخره ی زانوی غم بزن ای اشک
-
که در سکوت شبم آبشار را مانی
-
به پای شمع مه از اشک اختران ای چرخ
-
کنار عاشق شب زنده دار را مانی
-
ز سیل اشک من ای خواب من ندیده هنوز
-
چه بستری تو که دریا کنار را مانی
-
گذشتی ای مه ناسازگار زودگذر
-
که روزهای خوش روزگار را مانی
-
مناز این همه ای مدعی به صحبت یار
-
که پیش آن گل نورسته خار را مانی
-
امان نمی دهی ای سوز غم به ساز دلم
-
بیا که گریه ی بی اختیار را مانی
-
غزال من تو به افسون فسانه در همه شهر
-
ترانه ی غزل شهریار را مانی
-
نوید نامه ات ای سرو سایه پرور من
-
بگو بیا که نسیم بهار را مانی


