-
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد
-
تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد
-
خون می رود نهفته ازین زخم اندرون
-
ماندم خموش و آه که فریاد داشت درد
-
این طرفه بین که با همه سیل بلا که ریخت
-
داغ محبت تو به دل ها نگشت سرد
-
من بر نخیزم از سر راه وفای تو
-
از هستی ام اگر چه بر انگیختند گرد
-
روزی که جان فدا کنمت باورت شود
-
دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد
-
ساقی بیار جام صبوحی که شب نماند
-
و آن لعل فام خنده زد از جام لاجورد
-
باز اید آن بهار و گل سرخ بشکفد
-
چندین مثال از نفس سرد و روی زرد
-
در کوی او که جز دل بیدار ره نیافت
-
کی می رسند خانه پرستان خوابگرد
-
خونی که ریخت از دل ما سایه حیف نیست
-
گر زین میانه آب خورد تیغ هم نبرد


