-
موج رقص انگیز پیراهن چو لغزد بر تنش
-
جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش
-
حلقه ی گیسو به گرد گردنش حسرت نماست
-
ای دریغا گر رسیدی دست من در گردنش
-
هر دمم پیش آید و با صد زبان خواند به چشم
-
وین چنین بگریزد و پرهیز باشد از منش
-
می تراود بوی جان امروز از طرف چمن
-
بوسه ای دادی مگر ای باد گل بو بر تنش
-
همره دل در پی اش افتان و خیزان می روم
-
وه که گر روزی به چنگ من در افتد دامنش
-
در سراپای وجودش هیچ نقصانی نبود
-
گر نبودی این همه نامهربانی کردنش
-
سایه کی باشد شبی کان رشک ماه و آفتاب
-
در شبستان تو تابد شمع روی روشنش


