-
ای کدامین شب
-
یک نفس بگشای
-
جنگل انبوه مژگان سیاهت را
-
تا بلغزد بر بلور برکه چشم کبود تو
-
پیکر مهتابگون دختری کز دور
-
با نگاه خویش می جوید
-
بوسه شیرین روزی آفتابی را
-
از نوازش های گرم دست های من
-
دختری نیلوفرین شبرنگ مهتابی
-
می تپد بی تاب در خواب هوسناک امید خویش
-
پای تا سر یک هوس آغوش
-
و تنش لغزان و خواهش بارمی جوید
-
چون مه پیچان به روی دره های خواب آلود سپیده دم
-
بسترم را
-
تا بلغزد از طلب سرشار
-
همچو موج بوسه مهتاب
-
روی گندم زار
-
تا بنوشد در نوازشهای گرم دستهای من
-
شبنم یک عشق وحشی را
-
ای کدامین شب باک نفس بگشای سیاهت را


