-
بیا که بر سر آنم که پیش پای تو میرم
-
ازین چه خوش ترم ای جان که من برای تو میرم
-
ز دست هجر تو جان می برم به حسرت روزی
-
که تو ز راه بیایی و من به پای تو میرم
-
بسوخت مردم بیگانه را به حالت من دل
-
چنین که پیش دل دیر آشنای تو میرم
-
ز پا فتادم و در سر هوای روی تو دارم
-
مرا بکشتی و من دست بر دعای تو میرم
-
بکن هر آنچه توانی جفا به سایه ی بی دل
-
مرا ز عشق تو این بس که در وفای تو میرم


