-
چو شبروان سرآسیمه گرد خانه مگرد
-
تو خود بهانه ی خویشی پی بهانه مگرد
-
تو نور دیده ی مایی به جای خویش در ای
-
چنین چو مردم بیگانه گرد خانه مگرد
-
تویی که خانه خدایی بیا و خود را باش
-
برون در منشین و بر آستانه مگرد
-
زمانه گشت و دگر بر مدار بی مهری ست
-
تو بر مدار دل از مهر و چون زمانه مگرد
-
چو تیر تیز گذشتی ز هفت پرده ی چشم
-
کنون که در بن جانی پی نشانه مگرد
-
بهوش باش که هرنقطه دام دایره ای ست
-
تو در هوای رهایی درین میانه مگرد
-
کمند مهر نکردی ز گیسوان بلند
-
دگر به گرد سر من چو تازیانه مگرد
-
تو شعر گمشده ی سایه ای شناختمت
-
به سایه روشن مهتاب خامشانه مگرد


