-
در دل مه
-
لنگان
-
زارعی شکسته می گذرد
-
پا در پای سگی
-
گامی گاه در پس او
-
گاه گامی در پیش
-
وضوح و مه
-
در مرز ویرانی
-
در جدالند
-
با تو در این لکه قانع آفتاب اما
-
مرا
-
پروای زمان نیست
-
خسته
-
با کوله باری از یاد اما
-
بی گوشه بامی بر سر
-
دیگر بار
-
اما کنون بر چار راه زمان ایستاده ایم
-
و آنجا که بادها را اندیشه فریبی در سر نیست
-
به راهی که هر خروس باد نمات اشارت می دهد
-
باور کن
-
کوچه ما تنگ نیست
-
شادمانه باش
-
و شاهراه ما
-
از منظر تمامی آزادیها می گذرد


