-
در یکی فریاد
-
زیستن
-
پرواز عصبانی فواره ئی
-
که خلاصیش از خاک
-
نیست
-
و رهائی را
-
تجربه ئی می کند
-
و شکوه مردن
-
در فواره فریادی
-
زمینت
-
دیوانه آسا
-
با خویش می کشد
-
تا باروری را
-
دستمایه ئی کند
-
که شهیدان و عاصیان
-
یارانند
-
بار آورانند
-
ورنه خاک
-
از تو
-
باتلاقی خواهد شد
-
چون به گونه جوباران حقیر
-
مرده باشی
-
فریادی شو تا باران
-
وگرنه
-
مرداران


