-
به جست و جوی تو
-
بر درگاه کوه میگریم
-
در آستانه دریا و علف
-
به جستجوی تو
-
در معبر بادها می گریم
-
در چار راه فصول
-
در چار چوب شکسته پنجره ئی
-
که آسمان ابر آلوده را
-
قابی کهنه می گیرد
-
به انتظار تصویر تو
-
این دفتر خالی
-
تاچند
-
تا چند
-
ورق خواهد زد
-
جریان باد را پذیرفتن
-
و عشق را
-
که خواهر مرگ است
-
و جاودانگی
-
رازش را
-
با تو درمیان نهاد
-
پس به هیئت گنجی در آمدی
-
بایسته وآزانگیز
-
گنجی از آن دست
-
که تملک خاک را و دیاران را
-
از این سان
-
دلپذیر کرده است
-
نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آفتاب می گذرد
-
متبرک باد نام تو
-
و ما همچنان
-
دوره می کنیم
-
شب را و روز را
-
هنوز را
مرثیه
شاملو
https://www.sherfarsi.ir/shamlou/مرثیه
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


