-
ای آشنا چه شد که تو بیگانه خو شدی
-
با مهرپیشگان ز چه رو کینه جو شدی
-
ما همچو غنچه یک دل و یک روی مانده ایم
-
با ما چرا چو لاله دو رنگ و دو رو شدی
-
نزدیک تر زجان به تنم بودی ای دریغ
-
رفتی به قهر و دورتر از آرزو شدی
-
ای گل که لاف حسن زدی پیش آفتاب
-
خشکید شبنم تو و بی آبرو شدی
-
ای چهره از غبار غمی زنگ داشتی
-
اشکی فشاند چشم من و شست و شو شدی
-
از گریه همچو غنچه گره در گلوی ماست
-
تا همچو گل به بزم کسان خنده رو شدی
-
سیمین چه روزها که چو گرداب در فراق
-
پیچیدی از ملالت و در خود فرو شدی


