-
این که با خود می کشم هر سو نپنداری تن است
-
گور گردان است و در او آرزوهای من است
-
آتش سردم که دارم جلوه ها در تیرگی
-
چون غزالان در سیاهی دیدگانم روشن است
-
من نه باغم غنچه های ناز من تک دانه نیست
-
پهن دشتم لاله های داغ من صد خرمن است
-
این که چون گل می درم از درد و افشان می کنم
-
پیش اهل دل تن و پیش شما پیراهن است
-
آسمان را من جگرخون کردم از اندوه خویش
-
در جگر گاه افق خورشید سوزن سوزن است
-
این که می جوشد میان هر رگم دردی است داغ
-
دورگاه درد جوشان است و پنداری تن است
-
سینه ام آتش گرفت و شد نگاهم شعله بار
-
خانه میسوزد نمایان شعله ها از روزن است
-
آه سیمین گوهری گمگشته در خاکسترم
-
من بمانم او فرو ریزد زمان پرویزن است


