-
ای امید ای اختر شب های من
-
نغمه ات افسرد بر لبهای من
-
شمع من آغاز خاموشی گرفت
-
عشق من گرد فراموشی گرفت
-
در نگاهم شعله های شوق مرد
-
در درونم آتش پنهان فسرد
-
غنچه ی شاداب من بی رنگ شد
-
گوهر نایاب من چون سنگ شد
-
روزگاری بود و روزم سر رسید
-
روزها بگذشت و شامم در رسید
-
کس چه می داند شبم چون می رود
-
از دو چشمم جویی از خون می رود
-
دوستان فریاد من فریاد نیست
-
غیر آهی از دل ناشاد نیست
-
تا ز یاران بی وفایی دیده ام
-
جسم و جان را در جدایی دیده ام
-
آشنایان آشنایی شان کجاست
-
همدمان از هم جدایی شان چراست
-
عشق را وقف هوس ها ساختند
-
گاه سختی دوستی نشناختند
-
ای امید ای اختر شب های من
-
نغمه ات افسرد بر لب های من
-
ای امید از نو شبم را روز کن
-
روز کن وان روز را پیروز کن
-
راحتی ده این روان خسته را
-
گرم کن این پیکر یخ بسته را
-
همچو مهتاب از دل شامم درآ
-
ورنه می میرم درین ظلمت سرا
-
وه که دیگر نغمه هایم زنده نیست
-
از من اینسان نغمه ها زیبنده نیست
-
چون مرکب رنگ زن بر خامه ام
-
اندک اندک جلوه کن در نامه ام
-
باز در گوشم نواها ساز کن
-
این چنین با من سخن آغاز کن
-
کان دلت از دشنه های درد ریش
-
بی محابا می خوری از خون خویش
-
گر دو تن پیمان خود بگسسته اند
-
دیگران پیمانه را نشکسته اند
-
گر دو تن آلوده دامان زیستند
-
دیگران آلوده دامان نیستند
-
باوفا یاران فراوانند باز
-
همچو مه پاکیزه دامانند باز
-
مهربانان مهربانی می کنند
-
گاه سختی سخت جانی می کنند
-
ای امید ای اختر شام دراز
-
گر نسازم من تو با دردم بساز
-
ای امید ای گلشنم را آفتاب
-
رخ متاب از من خدا را رخ متاب
-
ای امید ای جان من قربان تو
-
بعد ازین دست من و دامان تو


