-
شب مهتاب و ابر پاره پاره
-
به وصل از سوی یار آمد اشاره
-
حذر از چشم بد در گردنم کن
-
نظر قربانی از ماه و ستاره
-
دلی دارم به وسعت آسمانی
-
درو هر خواهشی چون کهکشانی
-
نمیری شور خواهش ها نمیری
-
بمانی عشق خواهش زا بمانی
-
نسیم ککل افشان توأم من
-
پریشان گرد سامان توأم من
-
پریشان آمدم تا آستانت
-
مران از در که مهمان توأم من
-
فلک با صدهزاران میخ نوری
-
نوشته بر کتیبه شرح دوری
-
اگر خواهی شب دوری سراید
-
صبوری کن صبوری کن صبوری
-
شب مهتاب اگر یاری نباشد
-
بگو مهتاب هم باری نباشد
-
نه تنها مهر و مه بل چشم روشن
-
نباشد گر به دیداری نباشد
-
زمین پوشیده از گل آسمان صاف
-
میان ما جدایی قاف و تا قاف
-
به امید تو کردم زیب قامت
-
حریر خامه دوز و تور گلبافت
-
شب مهتاب یارم خواهد آمد
-
گلم باغم بهارم خواهد آمد
-
به جام چل کلید گل زدم آب
-
گشایش ها به کارم خواهد آمد
-
چو از در آمدی رنگ از رخم رفت
-
نه تنها رنگ رخ بل رنگ هر هفت
-
چنان لرزد دلم در سیم سینه
-
که لرزد سینه در دیبای زربفت
-
شب مهتاب یارم از در آمد
-
چو خورشید فلک روشنگر آمد
-
به خود گفتم شبی با او غنیمت
-
به محفل تا درآمد شب سرآمد


