-
چه گویمت که تو خود با خبر ز حال منی
-
چو جان نهان شده در جسم پر ملال منی
-
جنین که می گذری تلخ بر من از سر قهر
-
گمان برم که غم انگیز ماه وسال منی
-
خموش و گوشه نشینم مگر نگاه توام
-
لطیف و دور گریزی مگر خیال منی
-
ز چند و چون شب دوریت چه می پرسم
-
سیاه چشمی و خود پاسخ سوال منی
-
چو آرزو به دلم خفته ای همیشه و حیف
-
که آرزوی فریبنده ی محال منی
-
هوای سرکشی ای طبع من مکن که دگر
-
اسیر عشقی و مرغ شکسته بال منی
-
ازین غمی که چنین سینه سوز سیمین است
-
چه گویمت که تو خود باخبر ز حال منی


