دورنگی
سیمین
https://www.sherfarsi.ir/simin/دورنگی

  1. همچو نور از چشمم رفتی و نمی ایی

  2. بی تو دیده ی جان را بسته ام ز بینایی

  3. تا زمن شدی غافل سرزدم به هر محفل

  4. بی تو عاقبت کارم می کشد به رسوایی

  5. از دورنگی ی یاران وزفریب عیاران

  6. دیدم و چه ها دیدم یک به یک تماشایی

  7. آ فتاب را دیدم هفت رنگ و فهمیدم

  8. اینکه نیست بی رنگی زیر چرخ مینایی

  9. حال من اگر خواهی لاله دارد آگاهی

  10. زان که جان او سوزد همچو من ز تنهایی

  11. گر دعا کنم شاید خواهم اینکه افزاید

  12. درتو آن جفا کیشی در من این شکیبایی

  13. دانم اینکه از دوری خسته ای و رنجوری

  14. سینه کرده ام بستر تا بر او بیاسایی

  15. دمبدم لب سیمین پرسد از خیالت این

  16. بینم آن که بازایی بینم آن که بازایی

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.