شراب
سیمین
https://www.sherfarsi.ir/simin/شراب

  1. بودم شراب ناب به مینای زرنگار

  2. مستی ده و لطیف و فرح بخش و خوشگوار

  3. رنگم به رنگ لاله ی خود روی دشت ها

  4. بویم چو بوی وحشی گلهای کوهسار

  5. او از رهی دراز به نزدیک من رسید

  6. آزرده جان و تشنه و تبدار و خسته بود

  7. در دیده اش تلاطم اندوه آشکار

  8. بر چهره اش غبار ملالت نشسته بود

  9. چشمش به من افتاد و به ناگاه خنده زده زد

  10. من همچو گل ز خنده ی خورشید وا شدم

  11. پر کرد جامی از می و شادان به لب نهاد

  12. آه از دمی که با لب او آشنا شدم

  13. نوشید او مرا و درنگی نکرد و من

  14. آمیختم به گرمی ی کام و گلوی او

  15. مستی شدم ز جان و تن او برآمدم

  16. چون آتش دمیده بر افروخت روی او

  17. زان خستگی که در تن او بود اثر نماند

  18. سرمست خنده ها زد و گل از گلشن شکفت

  19. مینای بی شراب مرا گوشه یی فکند

  20. زان پس میان قهقهه فریاد کرد و گفت

  21. هر چند کام تشنه ی من ناچشیده بود

  22. زین خوب تر شراب گوارای دیگری

  23. زان پیشتر که رنج خمارم فرا رسد

  24. باید شراب دیگر و مینای دیگری