-
با او به شکوه گفتم کو رسم دلنوازی
-
چو شعله تندخو شد کاینجا زبان درازی
-
در آستان دلبر سر باختن نکوتر
-
کانجا به پا درافتد آن سر که در نبازی
-
در بزم باده نوشان از قهر رخ مپوشان
-
با ناز خود فروشان ماییم و بی نیازی
-
در پای دلستانی دادیم نقد جانی
-
این مایه شد میسر کردیم کارسازی
-
آه از حریف ناکس این دل بیا کزین پس
-
گیریم اختران را چون مهره ها به بازی
-
ننگ است ننگ سیمین چون غنچه چشم تنگی
-
در باغ دهر باید چون تک دستبازی


