-
بودی آن نازنین عروسک عشق
-
که تو را ساختم ز موم خیال
-
بر تنت ریخت دست پندارم
-
صافی و لطف چشمه های زلال
-
تن نرم ترا نهان کردم
-
در پرند سپید جامه ی شعر
-
بر رخ پاک تر ز مرمر تو
-
خط و خالی زدم به خامه ی شعر
-
وه چه شب ها که با نوک مژگان
-
ز آسمان ها ستاره دزدیدم
-
تا که آویز گردنت سازم
-
یک به یک را کنار هم چیدم
-
تا بشویم تن سپید ترا
-
شبنم از لاله زار آوردم
-
تا دهم بوی خوش به سینه ی تو
-
عطر صبح بهار آوردم
-
صبح چون خنده زد ز خنده ی او
-
از برای تو وام بگرفتم
-
شب درآمد برایت از مویش
-
طره یی مشکفام بگرفتم
-
خوب آن سان شدی که چون رخ تو
-
هیچ گل دلفریب و نرم شد
-
لیک افسوس هر چه کوشیدم
-
پیکر مومی ی تو گرم نشد
-
روزی از روزهای گرم خزان
-
بنشاندم در آفتاب تو را
-
رفتم و آمدم چه دیدم آه
-
کرده بود آفتاب آب تو را
-
تو شدی آب و جامه ی شعرم
-
غرق در پیکر زلال تو ماند
-
بر پرند سپید او جاوید
-
لکه ی مومی ی خیال تو ماند


