-
آن یار که چون پیچک پیوند به ما بسته
-
بر شاخه ی ارزانم صد بند بلا بسته
-
زین بند گریزانم هر چند که می دانم
-
گر پای مرا بسته از راه وفا بسته
-
دریای روان بودم یخ بستم و افسردم
-
دمسردی ی او ما را این گونه چرا بسته
-
سنگین نفسم ازغم در سینه فرومانده
-
از سرب مگر باری بر دوش هوا بسته
-
فریاد شبانگاهم در ژرفی ی شب گم شد
-
یا مرغ فغان مرده یا گوش خدا بسته
-
شاید که کند روشن شب های مرا آن کو
-
قندیل ثریا را بر طاق فضا بسته
-
پیراهن بختم را ترسم نتواند دوخت
-
خورشید که صد سوزن بر سر ز طلا بسته
-
چون عطر نهان ماندم در غنچه ی نشکفته
-
رخ از همه سو پنهان در از همه جا بسته
-
سیمین به خدا بندی کان یار به پایم زد
-
گیرم ز وفا بسته دانم به خطا بسته


