-
خدایا چوبه ی دار است جسمم
-
چه پیکر ها به بالایم درآویخت
-
چه آتش ها به خاموشی گرایید
-
چه گرمی ها که با سردی در آمیخت
-
چه دل ها کز هوس می سوخت پنهان
-
چو با من آشنا شد سرد شد مرد
-
برم هر نغمه ی شیرین که خواندند
-
به گوشم ناله یی از درد شد مرد
-
دو چشمم مستی ی مینای می داشت
-
چه سود آخر به کس جامی نبخشید
-
لبم آشفتگان دربدر را
-
ندانم از چه فرجامی نبخشید
-
چه شب ها مرغکان در نور مهتاب
-
نوای شادی از دل برکشیدند
-
سحر سرمست غوغای شب دوش
-
به سوی دشت و صحرا پر کشیدند
-
من آزرده تنها خفته بودم
-
به چشمم اشک و بر لب هام آهی
-
کنارم دفتری همچون دلم ریش
-
به تشویش شب دوشم گواهی
-
تن من چوب دار عشق ها بود
-
هوس ها را به پای مرگ بردم
-
اگر کس بوسه از لب های من خواست
-
گلویش را به بند غم فشردم
-
خدایا در سکوت صبحدم باز
-
به بندم بینوایی اوفتاده
-
ز ما بر سنگفرش جاده ها باز
-
به نرمی سایه هایی اوفتاده
-
خدایا چوب دارم کاش ناگاه
-
به طوفان بلایی می شکستم
-
مرا ای دوستان یک شب بسوزید
-
که من از خویشتن در بیم هستم


