-
از زندگی از این همه تکرار خسته ام
-
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
-
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
-
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
-
آوخ کزین حصار دل آزار خسته ام
-
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
-
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
-
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
-
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام
-
تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
-
از حال من مپرس که بسیار خسته ام
خسته
بهمنی
https://www.sherfarsi.ir/bahmani/خسته
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


