به جان پیر خرابات و حق صحبت او
حافظ
https://www.sherfarsi.ir/hafez/به-جان-پیر-خرابات-و-حق-صحبت-او

  1. به جان پیر خرابات و حق صحبت او

    که نیست در سر من جز هوای خدمت او

  2. بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است

    بیار باده که مستظهرم به همت او

  3. چراغ صاعقه آن سحاب روشن باد

    که زد به خرمن ما آتش محبت او

  4. بر آستانه میخانه گر سری بینی

    مزن به پای که معلوم نیست نیت او

  5. بیا که دوش به مستی سروش عالم غیب

    نوید داد که عام است فیض رحمت او

  6. مکن به چشم حقارت نگاه در من مست

    که نیست معصیت و زهد بی مشیت او

  7. نمی کند دل من میل زهد و توبه ولی

    به نام خواجه بکوشیم و فر دولت او

  8. مدام خرقه حافظ به باده در گرو است

    مگر ز خاک خرابات بود فطرت او

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

    • سروش

      سروش
      فرشته پیام آور
      نام روز هفدهم باشد از هر ماه شمسی
      آواز خوش و نغمه
      وحی، الهام