-
وقتی که چتر ترس گشوده ست روی شهر
-
و دلهره است آنکه به در می زند مدام
-
نازک تراش خورده ترین طبع آدمی
-
شاعر ایینه وجود چه تصویر افکند
-
از خیل زندگان
-
وقتی گرسنگی است که فریاد می کشد
-
مادر من نان می خواهم
-
شاعر
-
گرسنه روح ترین گرسنگان
-
در کوچه های فقر چه بانگی برآورد
-
وقتی که بوسه مزه باروت می دهد
-
و جنگ جنگ جنگ
-
سیراب می کند مزارع بی ماهتاب را
-
از جویبار خون
-
شاعر که جنگجوی ترین فردی آدمی است
-
چه جنگی به پا کند
-
وقتی که دست خسته آزادی
-
روز نجات را
-
خط می کشد هماره به دیوار حبس خویش
-
شاعر
-
آزادتر خلایق
-
باید چه حک کند
-
بر گرده زمان
-
ای دوست داشتن
-
پنهان ترین بهار
-
آتش بکش زبانه بکش گل کن عاقبت
-
باشد به بوی تو
-
بار دگر صبورترین مرغ این جهان
-
آواز برکند


