-
پاییز
-
پاییز برگریز گریزان ز ماه و سال
-
بر سینه سپیده دم تو نوار خون
-
آویختند
-
با صبحگاه سرد تو فریاد گرم دوست
-
آمیختند
-
پاییز میوه سحری رنگ سخت وکال
-
واریز قصر اب تو در شامگاه سرخ
-
نقش امیدهای به آتش نشسته است
-
دم سردی نسیم تتو در باغ های لخت
-
فرمان مرگ بر تن برگ شکسته است
-
دروازه ها گشودی و تابوت های گل
-
از شهر ما گریخت
-
عطر هزار ساله امید های ما
-
بارنگ سرخ خون
-
بر خاک خشک ریخت
-
فردای برف ریز
-
پاییز
-
هنگام رویش گل یخ از کنار سنگ
-
ای ننگ ای درنگ
-
قندیل های یخ را
-
چه کسی ذوب می کند
-
وین جام های می را چه کسی آورد به زنگ
-
پاییز
-
ای آسمان رقص کلاغان خشک بال
-
گل خانه شکسته در شاخه های فقر
-
دراین شب سیاه که غم بسته راه دید
-
کو خوشه ستاره
-
کو ابر پاره پاره
-
کو کهکشان سنگ فرش تا مشرق امید
-
وقتی سوار هست و همآورد گرد هست
-
برپهنه نبرد سمندر دلاوران
-
چوگان فتح را
-
امید برد هست
-
آویزهای غمزده برگهای خیس
-
وی روزهای گس
-
چون شد که بوسه هست و لب بوسه خواه نیست
-
چون شد که دست هست و کس نیست دسترس
-
در سرزمین ما
-
بیهوده نیست بلبل آشفته را نوا
-
در هیچ باغ مگر باغ ما سیاه
-
یک سرخ گل نمی شکفد با چنین صفا
-
یک سرگشت نیست چنین تیره و تباه
-
در جویبار اگرچه می دود الماس های تر
-
و آواز خویش را
-
می خواند پر سوزتر شبگیر رهگذر
-
لیکن در این زمان
-
بی مرد مانده ای پاییز
-
ای بیوه عزیز غم انگیز مهربان


