-
یک یک چراغ خانه ها گردید خاموش
-
افتاد شهر از جنبش و رفت از تک و توش
-
من مانده ام کنون و این چشم سیه پوش
-
در کوچه ها این چشم ها را دیده ام من
-
در آرزویم بارها بوسیده ام من
-
این شبچراغ قصه تاریک شام است
-
افسانه ای ز افسانه های ناتمام است
-
این آخرین سوسوی شمع اشکبار است
-
این چشمهای مردم چشم انتظار است
-
این چشمها را پادشاهان کور کردند
-
این چشم ها را بارها در گور کردند
-
لیکن گیاه خش بود این چشم بی مرگ
-
بشکست اگر باز آتشین آورد گلبرگ
-
در رامش این شب که آرامش پسند است
-
فریاد این چشمان ز هر کویی بلند است
-
کنون مرا می پاید و دست و لبم را
-
در این چنین تاریک شب فانوس می گیرد شبم را
-
بر این ره مه خورده خاکستری فام
-
بی گفتگو آرام با من می زند گام
-
نیرنگ کردی آسمان تیره نیرنگ
-
تا از سیاه چشم هایش یافتی رنگ
-
هم رنگ این چشمان شدی باش
-
همسنگ این دریا نیی ای آسمان پر ستاره
-
ای چشمها با یکدیگر ما آشناییم
-
ما پاسدارماندگار این سراییم
-
در سوسویت من نغمه ام رامی سرایم
-
راهی در این شب بر نگاهت می گشایم
-
ناآور گلهای مریم
-
رنگ آفرین تقش بال شاپرک ها
-
ساز آور این آسمان ها و زمین ها
-
در باغهایت گر نشانیی از گل شادی نرویاند
-
پرپر مزن ای دیده بی خواب اندوه
-
در هم مشو ای روزن غم های انبوه
-
شب زنده دار ای چشم من بیدارتر باش
-
در زیر این سقف سیه یاد سحر باش
-
ای منتظر مرغ غمین در ایانه
-
من گل به دستت می دهم من آب و دانه
-
لبخند را ازچشمه های آفتابی
-
من می کشانم در نگاهت جاودانه
-
من کهکشان در آسمانت می کشانم
-
رنگین کمان درابرهایت می نشانم
-
می کارمت در چشم ها گل نقش امید
-
می بارمت بر دیده ها باران خورشید
-
هر دانه اشک تو را پر می کنم من
-
وان اشک پر گردیده کفتر می کنم
-
آنگاه من رم می دهم این کفتران را
-
می سوزم از پروازشان آن اختران آسمان را
-
من می کنم بیدار باش ای چشم خسته
-
من می کنم با این لب و این دست بسته
-
من شیر خوار سینه های رنج و دردم
-
همبازی این ببادهای دوره گردم
-
من رهنورد دشتهای بی کرانم
-
من تکسوار راه های آسمانم
-
گر کوره ها بگدازم من شعله رنگم
-
گر خاموشی سنگم کند من لعل سنگم
-
من گنج غم را از نهادت می ربایم
-
فواره های خنده ات را می گشایم
-
تا سو بگیرد چشم تو خون می کنم من
-
شهری ز آتشپاره وارون می کنم
-
دروازه هایت در به گفتارم گشایند
-
ناقوس هایت شعر لبهایم سرایند
-
ای دست بسته لبهای من غم گستر تو
-
مه را به دستان می کنم من پاره پاره
-
می سازم از آن ها هزاران صد ستاره
-
آنگاه در این هنگامه وگردونه تازی
-
یک شب به چشمت می کنم سیاره بازی
-
من می کنم من می کنم بیدارباش ای چشم خسته
-
من می کنم با این لب و این دست بسته
-
در این شب درماندگی وین راه باریک
-
فانوس غم در راه من همپای من باش
-
گهواره بی تاب تن آسای من باش
-
در خوابگاه آرزو بیدار من باش
-
ای چشم های غم نشین غمخوار من باش
-
یک یک چراغ آسمان گردید خاموش
-
افتاد شهر خفته از تو در تک و توش
-
من مانده ام در صبح این چشم سیهپوش
-
بر صخره های ساحلت پرواز کردن
-
بر گنج الماس سیه ره باز کردن
-
در جادوی ایندیدگان افسون سرودن
-
با مست چشمان توهمپیمانه بودن
-
رفتن به شهر خوابها آنجا که دیگر
-
تنها همای مهربانی می زند پر
-
می خواهمت ای باغ بی گل
-
می خواهمت ای آسمان بی ستاره


