-
عشق من گردبادی است وحشی
-
دختر دشت و آشفته کوه
-
عشق من کولی بی قراری است
-
مست و آواره و راه پیما
-
باد صحرا بود رهبر او
-
شب به روی کرانهای دریا
-
آتش افروزد و خسته افتد
-
شعله بر موج نیلی گریزان
-
موج لغزان که آتش بگیرد
-
لیک او خفته بر ماسه نرم
-
روز بر راههای پر از مه
-
در نوردد دل جنگل سبز
-
می سپارد شب رفته ای را
-
بر نگاه دل یک ستاره
-
می پرد همچو پروانه ای شاد
-
عشق من کولی بی قراری است
-
هیچ مرزی نبیند قرارش
-
آهویی از بشرها رمیده است
-
نازنین است و زیبا فرارش
-
گر بماند به شهری بمیرد
-
آب شیرین او تلخ گردد
-
گر بماند به گودال یک عشق
-
رود طغیانی بی سکونی است
-
هر دمش بستری تازه باید
-
می نپاید به یک کوی و برزن
-
روزی او در برم خواهد آمد
-
بگذرد روزی از کشور من
-
روزی آن برهنه پای وحشی
-
از شتابش بگیرد بر من
-
بادها داده اند این گواهی
-
روزی اید ز ره عشق کولی
-
پیچد اندر برم پای تا سر
-
همچو موهای فرتوت جنگل
-
دور ساق چنار کهنسال
-
ککلی روی ما لانه سازد
-
من در آغوش او بشکفم باز
-
مست گردم ز بوی تن او
-
مست یک خار خار بیابان
-
مست زیبایی کس نچیده
-
آشیان می کنم در بر مار
-
چشم او قصه های یاد دارد
-
از غروبی که میرد بهدریا
-
راز تنشویی مه به مرداب
-
از اجاقی به جا مانده در دشت
-
قصه چشمه های طلایی
-
گوید از شهر پایان عالم
-
کشور آفتاب و پرستو
-
گوید از مردمانی که آن دور
-
پشت آن کوه آبی به رنجند
-
گوید از درد گسترده در راه
-
رنگ گلها که بوییده گوید
-
نام آن ها که بوسیده گوید
-
گوید از رنگ هاییکه زیباست
-
گوید از رقص هایی که کرده
-
در شب عیش صحرانشینان
-
عشق من عشق ولگرد کولی
-
دارد از ریشه های درختان
-
یک طلسم سیه روی سینه
-
هدیه ای می کند روز باران
-
سحر آن عشق و آوارگی هاست
-
من گناه شب تلخ مستی
-
او گیاه بیابان و خودرو
-
هر دو آویز یک عشق کولی
-
هر دو گمراه یک راه بی بن
-
می نشانیم خاری به پیوند
-
تا نژادی دورگ در سحرگاه
-
بشکفد روی یخهای یک دل
-
بر طبیعت زند نیش یک گل
-
روی دامان پاک از گناهی
-
یک ستاره چکد اشک یک عشق
-
او نماند بسی در بر من
-
چون نخواهد که قهرم بیند
-
چون نخواهم که قهرش بینم
-
می رود همره سایه ابر
-
سوی شهری که نامی ندارد
-
روز باران که بر جنگل خشک
-
قطره های فراوان ببارد
-
در غروبی که از پشت نی زار
-
مرغ مرداب آوا برآرد
-
چشم من می دود روی راهش
-
روی این جاده قهوه ای رنگ
-
در درون مه راز پرور
-
ناله چرخ چاهی بپیچید
-
ناله چرخ ارابه اوست
-
چون نوای دلی پی شکسته
-
نغمه چرخ ارابه او
-
می تپد در همه نبض هستی
-
بشنوید از دلم چرخ چاه است
-
کوبد آهنگ او سینه من
-
بشنوید این ز ارابه اوست
-
روزی اید وی و طی کند باز
-
سرزمین غبار آور دل
-
رنگ گیرد رخ محو و تارش
-
پای گیرد در اید ز رویا
-
بادها داده اند این گواهی
-
در کف من طلسم سیاهی است
-
یادگاری است از روز باران
-
ریشه ای از درختی است وحشی
-
ریشه عشق تلخ و تباهی است
-
دوست دارم طلسم سیاهم


