-
کافی نبود و نیست هزاران هزار سال
-
تا بازگو کند
-
آن لحظه ی گریخته ی جاودانه را
-
آن لحظه را که تنگ در آغوشم آمدی
-
آن لحظه را که تنگ در آغوشت آمدم
-
در باغ شهر ما
-
در نور بامداد زمستان شهر ما
-
شهری که زادگاه من و زادگاه توست
-
شهری به روی خاک
-
خاکی که در میان کوکب ستاره ایست


