-
ای آنکه از دیار من آخر گریختی
-
چون شد که از تو باز نیامد نشانه ای
-
از بعد رفتنت نشناسم جز این دو حال
-
رنج زمانه ای و گذشت زمانه ای
-
در کوره راه زندگیم جای پای تست
-
پایی که بی گمان نتوانم بدو رسید
-
پایی که نقش هر قدمش نقش آرزوست
-
کی می توانم اینکه به هر آرزو رسید
-
افسوس ای که عشق من از خاطرت گریخت
-
چون شد که یک نظر نفکندی به سوی من
-
می خواستم که دوست بدارم ترا هنوز
-
زیرا به غیر عشق نبود آرزوی من
-
بیچاره من بلازده من بی پناه من
-
کز ماجرای عشق توام جز بلا نماند
-
از من گریختی و دلم سخت ناله کرد
-
کان آشنا برفت و مرا آشنا نماند


