-
با ماهی سرخ رنگ لب هایش
-
در آب پریده رنگ سیمایش
-
آهسته و بی صدا شنا کردم
-
از طارمی سیاه و مژگانش
-
ره سوی در دو چشم او بردم
-
آن را به هزار حیله وا کردم
-
در نقب گلوی تشنه اش جستم
-
سرداب سیاه سینه ی او را
-
دل را دل خفته را صدا کردم
-
دل ماهی آبهای گلگون بود
-
سرداب سیاه سینه پرخون بود
-
وان نقب که ره به سینه ی او داشت
-
چون راه نهان گنج قارون بود
-
پس س یل سرشک را رها کردم


