-
افتاده بازم در سر هوائی
دل باز دارد میل بجائی
-
او شهریاری من خاکساری
او پادشاهی من بینوائی
-
بالا بلندی گیسو کمندی
سلطان حسنی فرمانروائی
-
ابروکمانی نازک میانی
نامهربانی شنگی دغائی
-
زین دلنوازی زین سرفرازی
زین جو فروشی گندم نمائی
-
بی او نبخشد خورشید نوری
بی او ندارد عالم صفائی
-
هرجا که لعلش در خنده آید
شکر ندارد آنجا بهائی
-
هر لحظه دارد دل با خیالش
خوش گفتگوئی خوش ماجرائی
-
گوئی بیابم جائی طبیبی
باشد که سازم دل را دوائی
-
دارد شکایت هرکس ز دشمن
ما را شکایت از آشنائی
-
چشم عبید ار سیرش ببیند
دیگر نبیند چشمش بلائی
افتاده بازم در سر هوائی
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/افتاده-بازم-در-سر-هوائی
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(5500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(5500 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(5500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(5500 تومان)


