-
دارم بتی به چهره صد ماه و آفتاب
نازکتر از گل تر و خوشبوتر از گلاب
-
رعناتر از شمایل نسرین میان باغ
نازنده تر ز سروسهی بر کنار آب
-
در تاب حیرت از رخ او در چمن سمن
در خوی خجلت از تب او در قدح شراب
-
شکلی و صد ملاحت و روئی وصد جمال
چشمی وصد کرشمه و لعلی وصد عتاب
-
خورشید در نقاب خجالت نهان شود
از روی جانفزاش اگر بر فتد نقاب
-
در حلقه های زلفش جانهای ما اسیر
از چشمهای مستش دلهای ما کباب
-
فریاد از آن دو سنبل مشکین تابدار
زنهار از آن دو نرگس جادوی نیمخواب
-
هرگه که زانوئی زند و باده ای دهد
من جان به باد بر دهم آن لحظه چون حباب
-
روزیکه با منست من آنروز چون عبید
از عیش بهره مندم و از عمر کامیاب
دارم بتی به چهره صد ماه و آفتاب
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/دارم-بتی-به-چهره-صد-ماه-و-آفتاب
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


