-
رفتم از خطه شیراز و به جان در خطرم
وه کزین رفتن ناچار چه خونین جگرم
-
میروم دست زنان بر سر و پای اندر گل
زین سفر تا چه شود حال و چه آید به سرم
-
گاه چون بلبل شوریده درآیم به خروش
گاه چون غنچه دلتنگ گریبان بدرم
-
من از این شهر اگر برشکنم در شکنم
من از این کوی اگر برگذرم درگذرم
-
بی خود و بی دل و بی یار برون از شیراز
میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم
-
قوت دست ندارم چو عنان میگیرم
خبر از پای ندارم که زمین می سپرم
-
این چنین زار که امروز منم در غم عشق
قول ناصح نکند چاره و پند پدرم
-
ای عبید این سفری نیست که من میخواهم
میکشد دهر به زنجیر قضا و قدرم
رفتم از خطه شیراز و به جان در خطرم
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/رفتم-از-خطه-شیراز-و-به-جان-در-خطرم
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4000 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4000 تومان)


