-
نقش روی توام از پیش نظر می نرود
خاطر از کوی توام جای دگر می نرود
-
تا بدیدم لب شیرین تو دیگر زان روز
بر زبانم سخن شهد و شکر می نرود
-
عارض و زلف دو تا شیفته کردند مرا
هرگزم دل به گل و سنبل تر می نرود
-
مستی و عاشقی از عیب بود گو میباش
در من این عیب قدیم است و بدر می نرود
-
دوستان از می و معشوق نداریدیم باز
که مرا بی می و معشوق بسر می نرود
-
غم عشقش ز دل خسته بیچاره عبید
گوشه ای دارد از آنجا به سفر می نرود
نقش روی توام از پیش نظر می نرود
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/نقش-روی-توام-از-پیش-نظر-می-نرود
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


