یار پیمان شکنم با سر پیمان آمد
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/یار-پیمان-شکنم-با-سر-پیمان-آمد

  1. یار پیمان شکنم با سر پیمان آمد

    دل پر درد مرا نوبت درمان آمد

  2. این چه ماهیست که کاشانه ما روشن کرد

    وین چه شمعیست که بازم به شبستان آمد

  3. بخت باز آمد و طالع در دولت بگشاد

    مدعی رفت و مرا کار به سامان آمد

  4. می بیارید که ایام طرب روی نمود

    گل بریزید که آن سرو خرامان آمد

  5. از سر لطف ببخشود بر احوال عبید

    مگرش رحم بدین دیده گریان آمد

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.