دیگر به کجا می رود این سرو خرامان
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/دیگر-به-کجا-می-رود-این-سرو-خرامان

  1. دیگر به کجا می رود این سرو خرامان

    چندین دل صاحب نظرش دست به دامان

  2. مردست که چون شمع سراپای وجودش

    می سوزد و آتش نرسیدست به خامان

  3. خون می رود از چشم اسیران کمندش

    یک بار نپرسد که کیانند و کدامان

  4. گو خلق بدانید که من عاشق و مستم

    در کوی خرابات نباشد سر و سامان

  5. در پای رقیبش چه کنم گر ننهم سر

    محتاج ملک بوسه دهد دست غلامان

  6. دل می طپد اندر بر سعدی چو کبوتر

    زین رفتن و بازآمدن کبک خرامان

  7. یا صلح متی یرجع نومی و قراری

    انی و علی العاشق هذان حرامان

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.