-
عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
کان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاست
-
هر که با شاهد گلروی به خلوت بنشست
نتواند ز سر راه ملامت برخاست
-
که شنیدی که برانگیخت سمند غم عشق
که نه اندر عقبش گرد ندامت برخاست
-
عشق غالب شد و از گوشه نشینان صلاح
نام مستوری و ناموس کرامت برخاست
-
در گلستانی کان گلبن خندان بنشست
سرو آزاد به یک پای غرامت برخاست
-
گل صدبرگ ندانم به چه رونق بشکفت
یا صنوبر به کدامین قد و قامت برخاست
-
دی زمانی به تکلف بر سعدی بنشست
فتنه بنشست چو برخاست قیامت برخاست
عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/عشق-ورزیدم-و-عقلم-به-ملامت-برخاست
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


