-
نگویم ز جنگ بد اندیش ترس
در آوازه صلح از او بیش ترس
-
بسا کس به روز آیت صلح خواند
چو شب شد سپه بر سر خفته راند
-
زره پوش خسبند مرد اوژنان
که بستر بود خوابگاه زنان
-
به خیمه درون مرد شمشیر زن
برهنه نخسبد چو در خانه زن
-
بباید نهان جنگ را ساختن
که دشمن نهان آورد تاختن
-
حذر کار مردان کار آگه است
یزک سد رویین لشکر گه است
گفتار اندر حذر کردن از دشمنان
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/گفتار-اندر-حذر-کردن-از-دشمنان
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
یزک
- یَزَک
- جمع قلیل و مردم کمی را گویند که در مقدمه و پیش پیش لشکر به راه روند تا از سپاه خصم باخبر باشند و به ترکی قراول خوانند.


