-
عمری به سر دویدم در جست و جوی یار
-
جز دسترس به وصل وی ام آرزو نبود
-
دادم درین هوس دل دیوانه را به باد
-
این جست و جو نبود
-
هر سو شتافتم پی آن یار ناشناس
-
گاهی ز شوق خنده زدم گه گریستم
-
بی آن که خود بدانم ازین گونه بی قرار
-
مشتاق کیستم
-
رویی شکفت چون گل رؤیا و دیده گفت
-
این است آن پری که ز من می نهفت رو
-
خوش یافتم که خوش تر از ین چهره ای نتافت
-
در خواب آرزو
-
هر سو مرا کشید پی خویش در به در
-
این خوش پسند دیده ی زیباپرست من
-
شد رهنمای این دل مشتاق بی قرار
-
بگرفت دست من
-
وان آرزوی گم شده بی نام و بی نشان
-
در دورگاه دیده ی من جلوه می نمود
-
در وادی خیال مرا مست می دواند
-
وز خویش می ربود
-
از دور می فریفت دل تشنه ی مرا
-
چون بحر موج می زد و لرزان چو آب بود
-
وانگه که پیش رفتم با شور و التهاب
-
دیدم سراب بود
-
بیچاره من که از پس این جست و جو هنوز
-
می نالد از من این دل شیدا که یار کو
-
کو آن که جاودانه مرا می دهد فریب
-
بنما کجاست او


