غزل کهنه
سایه
https://www.sherfarsi.ir/saye/غزل-کهنه

لطفا برای دریافت آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید. (9000 تومان)
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید. (9000 تومان)

  1. ندانمت که چو این ماجرا تمام کنی

  2. ازین سرای کهن راهی کجام کنی

  3. درین جهان غریبم از آن رها کردی

  4. که با هزار غم و درد آشنام کنی

  5. بسم نوای خوش آموختی و آخر عمر

  6. صلاح کار چه دیدی که بی نوام کنی

  7. چنین عبث نگهم داشتی به عمر دراز

  8. که از ملازمت همرهان جدام کنی

  9. تو خود هر اینه جز اشک و خون نخواهی دید

  10. گرت هواست که جام جهان نمام کنی

  11. مرا که گنج دو عالم بهای مویی نیست

  12. به یک پشیز نیرزم اگر بهام کنی

  13. زمانه کرد و نشد دست جور رنجه مکن

  14. به صد جفا نتوانی که بی وفام کنی

  15. هزار نقش نوم در ضمیر می آمد

  16. تو خواستی که چو سایه غزل سرام کنی

  17. لب تو نقطه ی پایان ماجرای من است

  18. بیا که این غزل کهنه را تمام کنی

لطفا برای دریافت آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید. (9000 تومان)
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید. (9000 تومان)