-
بی تو ای جان جهان جان و جهانی گو مباش
-
چون رخ جانانه نتوان دید جانی گو مباش
-
همنشین جان من مهر جهان افروز توست
-
گر ز جان مهر تو برخیزد جهانی گو مباش
-
یک دم وصلت ز عمر جاودانم خوش تر است
-
بر وصال دوست عمر جاودانی گو مباش
-
در هوای گلشن او پر گشا ای مرغ جان
-
طایر خلد آشیانی خاکدانی گو مباش
-
در خراب آباد دنیا نامه ای بی ننگ نیست
-
از من خلوت نشین نام و نشانی گو مباش
-
چون که من از پا فتادم دستگیری گو مخیز
-
چون که من از سر گذشتم آستانی گو مباش
-
گر پس از من در دلت سوز سخن گیرد چه سود
-
من چو خاموشی گرفتم ترجمانی گو مباش
-
سایه چون مرغ خزانت بی پناهی خوش تر است
-
چتر گل چون نیست بر سر سایبانی گو مباش


