-
مرا
-
تو
-
بی سببی
-
نیستی
-
به راستی
-
صلت کدام قصیده ای
-
ای غزل
-
ستاره باران جواب کدام سلامی
-
به آفتاب
-
از دریچه تاریک
-
کلام از نگاه تو شکل می بندد
-
خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی
-
پس پشت مردمکانت
-
فریاد کدام زندانی است
-
که آزادی را
-
به لبان بر آماسیده
-
گل سرخی پرتاب می کند
-
ورنه
-
این ستاره بازی
-
حاشا
-
چیزی بدهکار آفتاب نیست
-
نگاه از صدای تو ایمن می شود
-
چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی
-
و دلت
-
کبوتر آشتی ست
-
در خون تپیده
-
به بام تلخ
-
با این همه
-
چه بالا
-
چه بلند
-
پرواز می کنی


