-
به محمد نوری
-
عاشق نه چنان باید
-
کز غم سپر اندازد
-
در پای تو آن شاید
-
کز شوق سر اندازد
-
من مرغک مسکین را
-
هرگز سر وصلت نیست
-
در قله ی این معنی
-
سیمرغ پر اندازد
-
در عشق گمان بستم
-
کآرامش جان باشد
-
با عقل بگو اینک
-
طرحی دگر اندازد
-
چون خاک مرا یکسر
-
بر باد دهد آخر
-
این عشق که بر جانم
-
هر دم شرر اندازد
-
همچون صدف اندر جان
-
پرورده امش پنهان
-
این قطره که بر دامان
-
مژگان تر اندازد
-
دل چشمه ی خون گردد
-
وز دیده برون گردد
-
ترسم چو فزون گردد
-
کاشانه براندازد
-
آن قامت و آن بالا
-
دارد چه حکایت ها
-
زیباست ولی در پا
-
دام خطر اندازد


