-
چه گویم چه گویم ز غم ها که دوش
-
من و آسمان هر دو شب داشتیم
-
به امید مردن به پای سحر
-
من و تیره شب جان به لب داشتیم
-
من و آسمان هر دو شب داشتیم
-
مرادل سیاه و ورا چهره تار
-
ورا دیده ی اختران سوی راه
-
مرا اختر دیدگان اشکبار
-
شب تیره را دشت تاریک بود
-
مرا تیرگی بود در جان خویش
-
من از دوری ماه بی مهر خود
-
شب از دوری مهر تابان خویش
-
شب تیره را روز روشن رسید
-
مرا تیرگی همچنان باز ماند
-
کتاب شب تیره پایان گرفت
-
مراداستان در سر آغاز ماند


