-
این چنین سخت که آشفته ات ای چشم کبودم
-
به خدا شیفته ی هیچ سیه چشم نبودم
-
زنگ بالای سیاهی ست کبودی که من اینک
-
نقش هر چشم سیه را ز دل خویش زدودم
-
دیر در دامنت آویختم ای عشق چه سازم
-
به زمستان تو همچون گل یخ دیده گشودم
-
بوسه ی گمشده ام بود به لب های تو پنهان
-
که به دلخواه شبی بر لب کس چهره نسودم
-
جگرم چک شد از خنجر خونریز ملامت
-
تا چو گل راز دل خویش به بیگانه نمودم
-
سوختم سوختم از عشق تو چون شاخه ی خشکی
-
به امیدی که براید ز سر کوی تو دودم
-
آه سرد است نه شعر این که سراید لب سیمین
-
آتش مهر تو باید که شود گرم سرودم


