-
چه دلی ای دل آشفته که دلدار نداری
-
گر تو بیمار غمی از چه پرستار نداری
-
شب مهتاب همان به که از این درد بمیری
-
تو که با ماهرخی وعده ی دیدار نداری
-
راز اندوه مرا از من آزرده چه پرسی
-
خون میفشان ز دلم گر سر آزار نداری
-
گل بی خار جهانی که ز نیکو سیرانی
-
قول سعدی ست که با او سر انکار نداری
-
ای سرانگشت من این زلف سیه را ز چه پیچی
-
که در این حلقه ی زنجیر گرفتار نداری
-
دل بیمار زکف رفت و جز این نیست سزایت
-
که طبیبی پی بهبودی ی بیمار نداری
-
گر چه سیمین به غزل ها سخن از یار سرودی
-
به خدا یار نداری به خدا یار نداری


