فهرست شعرهای
هوشنگ ابتهاج
(تاسیان)
تمامی اشعار
(تاسیان)
گل های یاس
دوش آن رشته های یاس که بود
گورِ شب
شب آمد و چیره شد سیاهی
سراب
عمری به سر دویدم در جست و جوی یار
آنا
صبح می خندد و باغ از نفس گرم بهار
نگاه ِ آشنا
ز چشمی که چون چشمه ی آرزو
در لبخند ِ او
دیدم و می آمد از مقابل من دوش
شب تاب
در زیر سایه روشن مهتاب خوابناک
ماه و مریم
رخسار ماه بین که چه زیبا و روشن است
شب ِ سیاه
بر چید مهر دامن زربفت و خون گریست
زهرخند
بیا نگارا بیا بیا در آغوش من
مرگ ِ روز
می رفت آفتاب و به دنبال می کشید
می خواهم از تو بشنوم
می خواهمت سرود بت بذله گوی من
ژاله
شب همه شب به بزم باغ گلی
عشق گم شده
آن شب که بوی زلف تو با بوسه ی نسیم
آواز ِ نگاه
می شنوم می شنوم آشناست
آشنا سوز
چرا پنهان کنم عشق است و پیداست
رمیده
خسته و بیماروش به گردنم آویخت
اندوه رنگ
می روی اما گریز چشم وحشی رنگ تو
نوش ِ نگاه
بازواشد ز چشمه ی نوشی
درد ِ گنگ
نمی دانم چه می خواهم بگویم
اندوه
خسته و غمزده با زمزمه ای حزن آلود
بر سنگ ِ چشم او
بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من
پرده افتاد
آزار
دختری خوابیده در مهتاب
شبگیر
دیگر این پنجره بگشای که من
ای فردا
می خوانم و می ستایمت پرشور
صبح ِ دروغین
هنوز شب نگذشته ست ای شکیب بزرگ
به ناظم حکمت
مثل یک بوسه ی گندم
کن فیکون
تو به عمر رفته ی من مانی
ز بال ِ سرخ ِ قناری...
هجوم غارت شب بود و خون گرم شفق
آه ِ آیینه
او راز گیسوان بلندش شناختند
میراث
پدر جان در دل تنگت چه ابری بود
دسته بندی اشعار
مثنوی سایه
←
یک شعر تصادفی از مثنوی سایه
یادگار خون سرو سایه
←
یک شعر تصادفی از یادگار خون سرو سایه
قطعه سایه
←
یک شعر تصادفی از قطعه سایه
راهی و آهی سایه
←
یک شعر تصادفی از راهی و آهی سایه
سراب سایه
←
یک شعر تصادفی از سراب سایه
شبگیر سایه
←
یک شعر تصادفی از شبگیر سایه
غزل سایه
←
یک شعر تصادفی از غزل سایه
تاسیان سایه
←
یک شعر تصادفی از تاسیان سایه
زمین سایه
←
یک شعر تصادفی از زمین سایه